تبليغاتX
هنر هفتم

film2000

ملی

film2000

http://film2000.blogfa.com

هنر هفتم

هنر هفتم

هنر هفتم

خوش آمدی که از عطر نفست وبلاگمان جانی گرفت هر آنچه که جویا شوی

هنر هفتم

محکمه در خیابان

اینم یه مطلب دیگه درباره ی "محاکمه در خیابان"

می گویند مسعود کیمیایی در بیست و هفتمین فیلمش تغییر کرده و فیلم متفاوتی ساخته؛ می نویسند این یکی با بقیه فرق می کند و حرف دیگری می زند, راه دیگری می رود و نظرگاه دیگری دارد... و حالا دوستداران سینما و سینماگر – مثل همیشه – دو جبهه شده اند و دو جور حرف می زنند. عده ای می گویند چه خوب که کیمیایی از خر شیطان پیاده شده و بعد از چهل سال پایمردی روی حرف و عقیده و لهجه اش دارد مسیر دیگری را شروع می کند و آن کار دیگر را در پیش گرفته و خلاصه چه خوب که فیلمساز به راه آمده و سر به راه شده است. گروه دوم اما این ماجرا را خوش ندارند و می گویند کیمیایی را همان طور می خواهند که بود؛ با همان حرف ها, همان لهجه و همان جهانبینی و می گویند چه حیف که آن دنیا دارد رنگ و رو عوض می کند.
انگار ظاهراً چاره ای نیست جز این که وارد یکی از این جبه ها شویم و یکی از این دو مسیر را برای گفتن و نوشتن و تحلیل بیست و هفتمین فیلم کیمیایی در پیش بگیریم. اما این همه ماجرا نیست. خط سومی هم همیشه هست که من یکی دوست دارم روی آن راه بروم و این چند خط پیش درآمدی باشد برای حرف های زیاد و مختلفی که می شود و باید درباره تازه ترین ساخته فیلمسازمان بزنم. حرف من در خلاصه ترین شکل این است که کیمیایی «محاکمه در خیابان» را - بر خلاف خیلی های دیگر – متفاوت و متغیر و متضاد با گذشته ی دور و نزدیکش نمی بینم و تفاوت ماهوی میان حرف و لهجه ی این یکی با فیلم های قبلی پیدا نمی کنم. این که می گویم در مقام ارزشگذاری و حرف زدن درباره کیفیت نهایی فیلم تازه نیست, بلکه بیش تر مقصودم توصیف و توضیح دنیای ویژه و آشنای کیمیایی و آدم ها و وقعیت هایش است, که اگر بنا بر ارزشگذاری و مقایسه کیفی و اجرایی باشد هین جا بگویم که «محاکمه در خیابان» - به دلایل مختلفی که تشریحش در این یادداشت نمی گنجد - جزو آثار خوب و دلنشین این سال های سازنده اش است. این چند خط را فقط بپردازم به این که کمی برایم عجیب است که اغلب دارند می گویند حرف و جهانبینیِ پسِ پشتِ این یکی با بقیه فرق دارد.
مسعود کیمیایی را در این حدود نیم قرن, همیشه به عنوان راوی و عکاس وضعیت های تراژیک جامعه اطرافش شناخته ایم و «محاکمه در خیابان» هم دقیقاً روایت تراژدی امروز است. قهرمان های اصیل و دلپذیر کیمیایی هنوز همان طور هستند (مثل نکویی و ؟؟؟ دوست امیر) و فیلمساز هنوز با همان دقت و وسواس و تردستی خاصش به آن ها نگاه می کند و ازشان عکس می گیرد و همان قدر برای شان ارزش قائل است و به شان دل می دهد و دل می برد. بی دلیل نیست که سکانس برخورد امیر و دوستش در آن تعمیرگاه ماشین و یا سکانس معارفه با شخصیت نکویی و تمام آن اپیزود این قدر به دل همه – موافق و مخالف – نشسته است. این ها حکایت قهرمان های هنوز و همیشه ی کیمیایی هستند و درست به دلیل نگاه درست همیشگی اش به تراژدی زندگی قهرمان های اصیل در روزگار بی اصالت کم و کوتاه و مقتصدانه برگزار می شود. یکی ( ... با بازی کوتاه اما موثر حامد بهداد) در یک سکانس می آید و حرف دلش را به بهترین شکل می گوید و نقشش را ایفا می کند و حذف می شود, جوری که امیر هم حرفش را حتی به اندازه عبد و مرجان قبول نمی کند. آن دیگری هم (با بازی درجه یک و فراموش نشدنی محمدرضا فروتن) فقط همین قدر فرصت پیدا می کند که به زیباترین شکل از شرایط دور و برش ابراز انزجار کند و بگوید حالش از دنیایی که درش زندگی می کند بهم می خورد و از ته دل بخواهد شریک خائن بی کلاسش او را بکشد تا پاک شود و از کثافتی مثل او رد شود. این همه ی مهلتی ست که این روزگار به قهرمان های تیپیک کیمیایی برای بودن و وجود داشتن می دهد. خیلی کم تر و کم شکوه تر از قیصر و داش آکل, قدرت و سید, نوری و همه ی رضاهای دوست داشتنی و اصیل قبلی. در عوض دور و برشان را تا دل تان بخواهد آدم های بدلی و ناجور و بی ارزش گرفته اند که کیمیایی – باز مثل همیشه – با نگاه پر از نفرت و هجوآمیز براندازشان می کند و برای نشان دادن شان راهی جز مضحکه پیدا نمی کند. فرقی هم نیست بین این ها با آن بدل های قبلی مثل آب منگل ها و اصغر هروئین فروش و کاکا رستم و عبدل و حد میثاق و ... همان قدر منفور, همان قدر مضحک و همان قدر لایق دل دادن فیلمساز و دل سپردن تماشاگر. این جا اما علاوه بر این دو قطب همیشگی خیر و شر, به طبع دنیای پیچیده و متناقضی که درش به سر می بریم, سه شخصیت پیچیده با روانشناسی و رفتارشناسی خاص و دیریاب هم به این جمع اضافه شده است. عبد, مرجان و زن نکویی با دو بازی به یادماندنی از حمیدرضا افشار و شبنم درویش و یک درخشش استثنایی از نیکی کریمی. شخصیت هایی که برای توصیف شان فرصت دیگری لازم است.
خلاصه این که در کماکان بر همان پاشنه می چرخد؛ راوی تراژدی آدم ها این بار هم تقدیر محتوم و تراژیک بچه لات ژیگول شده ی طفلکیِ امروز را به درستی عکاسی کرده است. او هنوز هم – باز تاکید می کنم, مثل همیشه – قصه سرمای زمستان را از سبزی بهار بیش تر دوست دارد. دوربین کیمیایی در این شهر و جامعه دنبال قهرمان های اصیلش می چرخد و در این مسیر طبیعی ست که بیش تر پلشتی و بی اصالتی ببینید و قاب بگیرد. اگر روزگاری بیش تر عکس های فیلمش صرف شمایل نگاری و تماشای قهرمان ها می شد, امروز فقط لابلای نماهای معوج و منقلب کننده شهر واژگون چند دقیقه ای مهلت این تصویرسازی ها دست می دهد. مرثیه و تراژدی دنیای کیمیایی در «محاکمه در خیابان» از دل همین تضاد و تقابل دو وضعیت و جلوه های بصری متفاوت اش شکل می گیرد و معنا می شود؛ از میزانسن های متفاوت, انتخاب هوشمندانه بازیگران نقش قهرمان و بدمن ها و تفاوت بنیادین شهر و خیابان های برآشوبنده اش با گوشه ی امن و تنها پناهگاه باقی مانده برای امثال نکویی که برای لحظه هایی – فقط به قدر جایگاهش در جهان قهرمان گریز و اسطوره کش امروز - در هیبت قهرمانی باشکوه بیاید و اجازه بدهد فیلمساز توانای ما شمایلش را ثبت کند و بعد یک جور درست و حسابی کلکش را بکند تا برسد سر وقت کثافت های دور و برش که قهرمان تنهای ماجرا ازشان رد شد و رفت.

اینم:

فکر مي‌کنم اگر قرار بود شخصيت‌ها بازتر از اين باشند، ديگر فيلم به هيچ عنوان اجازه اکران نمي‌گرفت

سینمای ما - «محاکمه در خيابان، تهران را سفيد و شفاف نمي بيند و آن را سياه نشان مي دهد. اين براي بيننده کاملاً مشهود است.» مسعود کيميايي کارگردان فيلم «محاکمه در خيابان» عصر يکشنبه اول آذرماه در کانون فيلم فرهنگسراي ارسباران پس از نمايش آخرين ساخته اش اين را گفت. کيميايي پس از نمايش فيلمش با حضور جمعي از عوامل و جواد طوسي (منتقد و مجري) در نشست نقد و بررسي فيلم حاضر شد و به سوالات حاضران پاسخ داد.

در ابتداي نشست نقد و بررسي «محاکمه در خيابان» کيميايي سخنان خود را چنين آغاز کرد؛ «چهار فيلمنامه به وزارت ارشاد ارائه دادم که هر بار به دلايلي رد شدند تا اينکه دوست خوبم اصغر فرهادي داستان را از نگاه ديگري بازنويسي کرد و به وزارت ارشاد ارائه داد و بالاخره اجازه ساخت را دريافت کرديم. در واقع اين سناريو تعمير شده است.»

به گزارش روابط عمومي فرهنگسراي ارسباران کيميايي درباره موضوع فيلم و رابطه آن با جامعه امروز نيز چنين توضيح داد؛ «ترجيح مي دهم با واژه ها سراغ معنا نرويم. آنچه شما ديديد کامل ترين است و گفته هاي من ممکن است قضيه را پيچيده تر کند. اين فيلم تهران را سفيد و شفاف نمي بيند و آن را به حالتي سياه نشان مي دهد.» مسعود کيميايي ادامه داد؛ «اين سياهي در رابطه ميان انسان ها هم کاملاً مشهود است و به نظرم همين توضيح کافي است چرا که محاکمه در خيابان صدا و تصوير امروزي تهران است و براي بيننده امروزي قابل لمس است.» او ادامه داد؛ «براي فيلمسازي کمتر به پلاتو مي روم چراکه معتقدم دوربين بايد در پياده رو، جاده و ميان مردم باشد.»

 کارگردان فيلم «محاکمه در خيابان» در پاسخ به اين سوال که «آيا آرمان هاي مسعود کيميايي و نگاه او به قضايا واقع بينانه است يا ناشي از حسرت»، گفت؛ «صدا و تصوير اين فيلم به روز است و هرچه بخواهيم اين اثر را به فيلم هاي قبلي من و زمان هاي گذشته ربط دهيم، امکان پذير نيست. قطعاً کسي که به اين شيوه فيلم مي سازد نمي تواند انسان خالي از آرماني باشد، اما شيوه نگاه کردن به آرمان ها بر اساس زمانه تغيير مي کند. اکنون نگاه به آرمان تغيير کرده چراکه خود آرمان هم تغيير کرده است. حال در چنين شرايطي اگر هنرمندي بخواهد کماکان سر آرمان هاي قبلي هم بماند قطعاً نمي تواند به روايت روزگار خود بپردازد.» اين کارگردان سينما در بخش ديگري از جلسه با اشاره به پلاکاردهاي مشابهي که بر سردر سينماهاست، ادامه داد؛ «اين پلاکاردهايي که شما اکنون در سردر سينماها مي بينيد در اغلب موارد به گونه يي است که سه يا چهار چهره خندان در آن مشاهده مي شود. بنده نمي دانم اصلاً به چه دليل اين پلاکاردها را عوض مي کنند چراکه اگر اسم ها و صورت هاي آنها را عوض کنند در اکثر موارد پوسترها و پلاکاردهاي فيلم يک شکل است.» او يادآور شد؛ «پيشنهاد وزارت ارشاد براي پلاکارد فيلم من هم به گونه يي بود که گويي هنر از سينما گرفته شده است، حال آنکه در فيلم هايي مانند «خاک» به ياد دارم که چقدر زنده ياد مميز يا آيدين آغداشلو براي اين پلاکاردها زحمت مي کشيدند و اين کار براي آنها اهميت داشت.


 اکنون من پوستر «ردپاي گرگ» را که در آن زمان اجازه چاپ نگرفته بود، در خانه ام به عنوان يک اثر هنري نصب کرده ام.» کيميايي در بخش ديگري از اين جلسه در پاسخ به سوالي پيرامون ساخت فيلم اکشن بار ديگر تاکيد کرد؛ «در شرايط فعلي فيلم جدي ساختن و کارگرداني فيلمي که ديگران را نخنداند امري بسيار سخت و دشوار است و شايد اکنون بيش از سه يا چهار نفر نباشند که به اين شيوه فيلم مي سازند، حال اگر کسي از ما بخواهد که اکشن هم بسازيم کمي بي انصافي است.» کارگردان «محاکمه در خيابان» در پاسخ به سوالي مبني بر بدبيني اين اثر به زنان توضيح داد؛ «بهتر است وارد ماجراهاي اين گونه نشويم که ديگر نتوانيم بگوييم در جامعه خيانتي صورت مي گيرد.

اين اثر نگاهي به جامعه است و ما به دنياي زن و مرد و رابطه آنها نگاهي اجتماعي داريم و خود اين اثر گوياي اين است که مرا اين گونه نگاه نکنيد، چراکه موضوع بسيار وسيع تر است.» کيميايي در پاسخ به سوال ديگري مبني بر اينکه «کي قهرمانان شما غيرت خود را بدون چاقو بيان مي کنند»، اظهار کرد؛ «آيا در کشور جهان سوم غيرت بدون چاقو هم معنا دارد.» به گزارش ايسنا، اين کارگردان در پاسخ به سوال ديگري مبني بر تعريف نشده بودن شخصيت هاي «محاکمه در خيابان» هم توضيح داد؛ «فکر مي کنم اگر قرار بود شخصيت ها بازتر از اين باشند، ديگر فيلم به هيچ عنوان اجازه اکران و نمايش نمي گرفت.»

کيميايي در بخش ديگري از اين نشست و در پاسخ به مطلبي که در شباهت هاي اين فيلم و «قيصر» و برخي آثار ديگر او تاکيد داشت، عنوان کرد؛ «به هيچ عنوان اين فيلم شبيه هيچ يک از آن فيلم ها نيست.» او در پاسخ به سوال ديگري مبني بر اينکه چرا فيلم به شيوه سياه و سفيد ساخته شده و آيا نمي شد اين اثر از ساخت رنگي بهره ببرد، عنوان کرد؛ «چرا مي شد، اما خود داستان و اين نگاهي که اين فيلم به دو ساعت از بعدازظهر تهران دارد سياه و سفيد است و رنگي در آن نيست.» در بخش پاياني اين جلسه کيميايي در پاسخ به سوالات متعددي که نظرات مختلفي را درباره فيلم هايش مطرح مي کردند، گفت؛ «من براي کسي فيلم مي سازم که با من هم نفس است.»


در بخش هاي ديگري از اين نشست رضا يزداني (خواننده)، اکبر معززي (دستيار کارگردان) و ايفاکننده برخي از نقش ها، شبنم درويش و محمد مويد (از بازيگران فيلم) و اسحاق خانزادي (صدابردار) اين اثر هم به ذکر توضيحاتي درباره ساخته جديد کيميايي پرداختند.
سینمای ما- بازتاب گسترده برگزاری اولین مراسم فرش قرمز سینمای ایران توسط سایت سینمای ما همچنان ادامه دارد. روزنامه‌های یکشنبه با تیترها و گزارش‌های مختلف درباره این اتفاق ویژه سینمایی نوشتند و چند روزنامه هم خبر اصلی صفحه اولش را به این برنامه اختصاص داد. تیترهای چند تا از روزنامه‌ها درباره مراسم را در زیر می‌خوانید:

روزنامه امتیاز:  کسی برای کیمیایی در کن فرش قرمز پهن نمی‌کند

روزنامه اعتماد:
در سینمای محله کودکی مسعود کیمیایی برگزار شد: فرش قرمز برای محاکمه در خیابان

روزنامه حیات نو:
افتتاحیه به شیوه هالیوود: فرش قرمز برای کیمیایی پهن شد

روزنامه فرهیختگان:
مراسمی برای اکران بیست و هفتمین فیلم کیمیایی: فرش قرمز در خیابان

روزنامه بانی فیلم:
شب باشکوه کیمیایی

روزنامه تهران امروز:
محاکمه در خیابان روی فرش قرمز

روزنامه ابتکار:
افتتاحیه محاکمه در خیابان

روزنامه فرهنگ آشتی:
آغاز محاکمه روی فرش قرمز


+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 9:59 PM توسط ملی |
میخوام از کثافتی مثل تو پاک شم.....

سلام

امیدوارم تو این مدت رفته باشید فیلم آقام کیمیایی و دیده باشید  "محاکمه در خیابان"

فیلم خوبیه البته برخی وبلاگ نویسان نسبتا محترم یه چیزهایی نوشته بودند که ما خوشمان نیومد

مثلا این:

بانگ ایران، یوسف سیفی- وقتی فیلم شروع شد ، بی اعتنا به نقدهای پر سوز و گدازی که درباره آن خوانده بودم، برای دیدن صحنه یا دیالوگی که نقد منتقدان را در ذهنم خنثی کند، لحظه شماری می کردم، اما تا انتها و حتی تا لبخند مضحک و مصنوعی راننده آژانس که به تیتراژ پایانی وصل می شد ، ناامیدی هایم از مسعود کیمیایی یک به یک روی هم انباشته شدند و با همه آنها، صندلی سینما را ترک کردم.
“محاکمه در خیابان” داستان غم انگیزی است، خاصه وقتی مرگ یک فیلم ساز را هنگامی به نمایش می گذارد که مسیر درب خودرو تا سالن نمایش را روی فرش قرمز طی می کند و هیچ به روی خودش هم نمی آورد که آنچه خلق کرده مرثیه مرگ او تنها نیست

و این واقعیت دارد که سینمای مسعود کیمیایی جزئی از سینمای پر مخاطب ایران است که امروز داغ دار تیزی‌ها و کلاه‌شاپو‌های آقا مسعود است که هیچ کدام سر جای خودشان نبودند.
پولاد کیمیایی شاید چهره مناسبی برای لات بودن داشته باشد و محمد رضا فروتن شاید به عنوان مردی که زنش به او خیانت کرده و بچه را هم با خودش برده (شب یلدا) و… مناسب باشد، اما اینبار هیچ کدام جای اصلی خودشان بازی نمی کردند.
دیالوگ های پولاد و حالتی که به صورتش می داد اصلا مال او نبود و حق داشت که نقشش را مصنوعی ایفا کند یا همان صحنه آخر فروتن، آنجایی که نفس های آخرش را می کشید و آن دیالوگ ناموس پرستانه نابجا با تاکیدات مصنوعی بر حروف “م” و “گ” و “ن” …
نگار فروزنده و همکارش در نقش فیلمبردار مجالس برای گرفتن پولشان به دفتر آقای نکویی یا همان فروتن خودمان میروند و با دفتری مواجه می شوند که به جر سرایدار کس دیگری در آنجا زنده نیست و آقای نکویی هم ورشکس شده. اما موضوع مهم اینجاست که یا مسعود خان حوصله نداشته و یا بیش از حد پیر شده است که یادش رفته که سیگار سرایدار چرا از ابتدای ورود نگار و دوستش چندین بار دراز و کوتاه شد و ما ندیدیم که او سیگار جدیدی روشن کند و در پایان صحنه نیز وقتی آقای نکویی با آن اداها و لباسهای مسعود کیمیایی، دست سرایدارش را می فشارد، اندازه سیگار او دقیقا همانیست که در ابتدای صحنه بوده است.
اینجا هم کیمیایی قهرمانش را می‌کشد، یعنی یکی را می کشد و آن دیگری را لجن مال می کند که ای کاش دومی در راه بازگشت به تالار عروسی تصادفی، چیزی می کرد و می مرد. منظورم امیر است یا همان پولاد خان، چراکه هیچگاه با مرام ها و رفیق بازها تا این حد کودن و احمق نشان داده نشده بودند که آقا مسعود زحمتش را کشید.
و آن آقای شریک آقا نکویی که شریکش را کشته و حالا می خواهد با همسر و فرزند او برود آنسوی آب ها که مورد خیانت زنی قرار می گیرد که تا چند لحظه پیش فاسق او بوده و اساسا فروتن را برای همین کشته است ، آنجایی که زن خیانت کار که با بازی نیکی کریمی ایفا شده است، با پولها فرار می کند. و مرد فسق و قاتل نیز به دام پلیس می افتد، اما اینکه پلیس ها از کجا فهمیدند که او فاسق و قاتل و دزد ناموس است در هیچ کجای فیلم معلوم نمی شود.
اصلا حالا که فکر می کنم این فیلم آقای کیمیایی یک “پست مدرن چاله میدونی” است که با نگاه سنتی ما خوانایی ندارد. خب شاید کیمیایی هم حق داشته باشد که فیلم پست مدرن بسازد.
و آن همه کلوزآپ از چشمان پر از اشک که اگر حذف اش کنیم “محاکمه در خیابان” تبدیل به یک فیلم کوتاه می شود!
به هر حال اگر هوس کردید که به آن ۳۰۰ میلیونی که معلوم نیست برای چه جمع شده، رقمی اضافه کنید، یادتان نرود که روزنامه‌ای، مجله‌ای، کتابی، … با یک عدد چراغ قوه همراهتان باشد.

بخواندید   .فکر کنم این اقا یه خورده درگیری داره با خودش که آقام کیمیایی و اینجوری کوبیده .

حالا به هر حال توصیه میکنم این فیلم سیاه و سفید .که سفیدش درست تره. را ببینید و به دیالوگ های تو پرش هم بتوجهید .یعنی توجه کنید.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 9:38 AM توسط ملی |
در چشم باد هر جمعه 10pm

سلام

همه فرزندان من واقعا جالب بود مخصوصا برای ماها که میدونستیم یکبار دیگه پدر خانمی و مادر خانمی و کنارهم میبینیم .

ولی از اون گذشته

به شما توصیه میکنم سریال موفق "در چشم باد" و از دست ندید  حتی یک پلانشو

 

در چشم باد یکی از موفق ترین مجموعه هاست .حالا که بعد از چندین سال زحمت تولیدش داره پخش میشه ببینید و لذت ببرید . از الان بگم براتون بازی پارسا پیروزفر .رضا شفیعی جم . اکبر عبدی . ماه چهره خلیلی .کامبیز دیرباز .سحر جعفری جوزانی (دخت کارگردان). ...و باقی بازیگران این مجموعه عالیه

نیوشا ضیغمی اولین بازی خودشو در این مجموعه ارائه داده .جالبه نه؟  نه و نهنگ خاکی

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 5:2 PM توسط ملی |
دومین موفقیت خارجی بزرگ 2009 فرهادی

اوما تورمن، تاد هینز و مگ رایان عضو هیئت داوران این جشنواره بودند

«درباره الي» در جشنواره بين المللي «ترایبیكا»ي نيويورك خوش درخشيد و «اصغر فرهادي» در دومين موفقيت خارجي خود، فيلم جديد «اصغر فرهادي» و يك كار مستند آمريكايي جوايز اصلي اين جشنواره مستقل را از آن خود كردند.
«درباره الي» جايزه بهترين فيلم بلند داستاني را دريافت كرد در حالي كه «تعقيب روياها»ي «مارشال كري» عنوان بهترين فيلم مستند جشنواره را گرفت.
داوران بخش فيلم بلند داستاني امسال جشنواره عبارت بودند از: «ريچارد فيشوف» (تهيه كننده)، «تاد هاينز» (كارگردان)، «برادلي كوپر»‌، «مگ راين» و «اما تورمان» (هر سه بازيگر).
هيئت داوران فيلم فرهادي را «يك قطعه درخشان فيلم سازي» ارزيابي كردند.
مضمون فيلمنامه، كاراكترهاي متنوع آن بازي‌هاي خوب و لوكيشن‌هاي جذاب از جمله عواملي بودند كه توجه هيأت داوران را به خود جلب كردند.
در بيانيه اين هيئت آمده است:

«اين فيلم كه حدود مرزها را در هم مي‌ريزد درك ما از دنيايي كه در آن زندگي و با ديگران تقسيم مي‌كنيم را به چالش مي‌طلبد.»


در بين داوران بخش مستند نام «ووپي گلدبرگ» بازيگر و كمدين سياه پوست آمريكايي هم حضور داشت.
«رونه دنستاد لانگو» فيلمساز نروژي جايزه بهترين كارگرداني بخش روايتي را براي «شمال» گرفت. خط اصلي قصه فيلم افسانه‌اي درباره يك اسكي باز افسرده حال 30 ساله است كه بعد از يك حادثه ورزشي به بازنگري زندگي و گذشته‌اش مي پردازد.
«سياران هيندز» از ايرلند جايزه بهترين بازيگر مرد را براي «كسوف» دريافت كرد. او در فيلم پدر مجردي است كه همراه فرزندنش در يك جشنواره شركت مي‌كند.
«زويي كازان» بازيگر آمريكايي هم براي «دختر منفجر شده» جايزه بهترين بازيگر زن جشنواره را گرفت. در قصه فيلم او نقش دانشجويي را دارد كه بايد احساسات خودش را در مواجهه با اتفاقات مختلف كنترل كند.


جشنواره فيلم ترایبيكا كه توسط «رابرت دنيرو» بازيگر معروف و «جين روزنتال» تأسيس شده، امسال هشتمين دوره خود را برگزار كرد.


تريبكا كه كار خود را پس از حادثه 11 سپتامبر شروع كرده با هدف نزديك‌تر كردن مردم كشورهاي جهان و دوري از جنگ و خشونت برگزار مي‌شود.
در اين دوره جشنواره 85 فيلم از 32 كشور جهان به نمايش درآمد.

کارگردان:  اصغر فرهادي

بازيگران: ترانه عليدوستي، گلشيفته فراهاني، ماني حقيقي، شهاب حسيني، مريلا زارعي، رعنا آزادي ور، احمد مهرانفر، صابر ابر و پيمان معادي - بازيگران خردسال: فرزين صابر بهلولي، متين فتورچي، آينار آناهيد و فاطمه شورمج

خلاصه داستان: چند خانواده جوان برای تفریح به شمال می روند. "الی" (ترانه علیدوستی) مربی مهد کودک فرزند "سپیده" (گلشیفته فراهانی) هم با این جمع همراه می شود. قرار است "الی" با "احمد" (شهاب حسینی) که از آلمان برگشته و به تازگی از همسرش جدا شده آشنا شود.
این جمع پس از جستجو سرانجام ویلایی کنار دریا اجاره می کنند ... احمد از الی خوشش می آید. روز بعد "الی" در کمال ناباوری ناپدید می شود و ...

 

 

يادداشت: - "درباره الي" پس از فيلم هاي "رقص در غبار" (1381)، "شهر زيبا" (1382) و "چهارشنبه سوري" (1384) چهارمين ساخته سينمايي اصغر فرهادي است.

فرهادي دو فيلمنامه مشترك را نيز در كارنامه دارد: "ارتفاع پست" (ابراهيم حاتمي كيا، 1380) و "كنعان" (ماني حقيقي، 1386). در ضمن فيلمنامه "دايره زنگي" نيز نوشته اوست.
- در فيلم "درباره الي" براي اولين بار

ماني حقيقي (کارگردان فیلم های "آبادان"، "کارگردان مشغول کارند" و "کنعان")

و

 پيمان معادي (نويسنده فيلمنامه هاي آواز قو، عطش و ...) به عنوان بازيگر ايفاي نقش مي كنند.
- ترانه عليدوستي پس از فيلم هاي "شهر زيبا" و "چهارشنبه سوري" سومين همكاري اش با اصغر فرهادي را تجربه کرده است.
- اولين تجربه همكاري ترانه عليدوستي و گلشيفته فراهاني به عنوان دو چهره برتر دهه هشتاد سينماي ايران.

جوایز و افتخارات:
- برنده خرس نقره ای بهترین کارگردان از پنجاه و نهمین جشنواره برلین - 2009
- برنده سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر برای اصغر فرهادی - 1378
- برنده سیمرغ بلورین فیلم منتخب تمشاگران به طور مشترک با "بی پولی" از بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر - 1378
- برنده سیمرغ بلورین بهترین صدا از بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر برای حسن زاهدی و محمدرضا دلپاک - 1378
- تقدیر از بازی شهاب حسینی از بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر - 1378
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (صابر ابر)، بهترین بازیگر نقش مکمل زن (مریلا زارعی)، بهترین فیلمبرداری، بهترین تدوین، بهترین چهره پردازی از بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر - 1378

منبع : فارس و سینت 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 3:25 AM توسط ملی |
یک روز شگفتی ساز با اخراجیها 2
در حالی که هفته گذشته  اخراجی ها با فروشی معادل یک میلیارد و سیصد میلیون تومان  افتتاحیه ای بیسابقه در تاریخ سینمای ایران را پشت سر گذاشت هفته دوم خود را به لطف خدا با استقبالی دو چندان آغاز کرد و شنبه رکوردی بی سابقه در تاریخ سینمای ایران به جا گذاشت . بنا بر اعلام هدایت فیلم اخراجی ها فقط روز شنبه در تهران بیش از ۱۲۵ میلیون تو مان و در شهرستانها بیش از ۱۷۰ میلیون تومان فروخت تا در مجموع با  فروشی معادل سیصد میلیون تومان در یک روز شگفتی ساز شود . اخبار رسیده حاکی است سینماها ی مشهد روز شنبه با فروشی معادل ۱۷.۵ میلیون تومان رکوردی بیسابقه را در این شهر رغم زد ند .به علت ازدحام مردم و با درخواست سینما داران پلیس مقابل سینما ی مشهد مستقر شد .سینما آزادی  و صحرای تهران سانس های ۳ تا پنج صبح داشتند.سینما اریکه ایرانیان با فروشی معادل ۱۳.۵ میلیون در روز رکورد دار سینما های تهران است.در بندر عباس پیش فروش  بلیط سینماها تا سه شنبه  صورت پذیرفته است.

+ نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 2:34 AM توسط ملی |
زاغه نشین اسکار گرفته

میلیونر زاغه نشین

میلیونر زاغه نشین

کارگردان:دنی بویل

دنی بویل متولد ۱۹۵۶منچستر انگلستان است .او از نیمه دهه ی ۱۹۸۰با ساختن فیلم های تلویزیونی شروع به فیلم سازی کرده و کم و بیش میتوان او را در مقام کارگردان قسمتهایی از سریال "بازرس مورس"به یاد آورد.

اما سال ۱۹۹۵ و اولین فیلم بلندش "گور کم عمق"بود که نگاه ها را بسوی او خیره کرد .فیلمی که با سه شخصیت اصلی در مکانی محدود میگذشت و قدرت بویل در روایت و ایجاد تعلیق خبر از ظهور کارگردانی خوش آتیه میداد.

یکسال گذشت.....

وقتی "قطار بازی" به نمایش درآمد ثابت شد که انتظار ها بیهوده نبوده و سینمای انگلستان صاحب چهره متفکر تازه ای شده است ولی سالهای بعد و ساخت فیلمهایی مانند "ساحل" و این اواخر "۲۸روز بعد" نشانی از آن تازگی و شادابی دو فیلم اول با خود نداشت تا جایی که منتقدان به فیلم متوسطی مانند "میلیون ها" در کارنامه  وی  نمره قبولی دادند و

سه سال گذشت .......

با نمایش فیلم نا امید کننده "نور خورشید"آن را پس گرفتند .اکنون نیز فیلم                   "میلیونر زاغه نشین" 

که بسیاری آن را نقطه طلایی هالیوود و بالیوود می نامند برنده رقابت تنگاتنگ اسکار شد و فیلمی چون "مورد عجیب بنجامین باتن " رابا سیزده نامزدی اسکار ناکام کرد .

بازیگران:دو پاتل.آنیل کاپور . فریدا پینتو . عرفان خان

محصول۲۰۰۸هند و انگلستان. با اقتباسی هوشمندانه از رمان میلیونر زاغه نشین اثر ویکاس سوارپ

خلاصه داستان:جمال ملک جوانی است که زندگی سختی داشته است. او سختی را به معنای واقعی کلمه در زندگی اش درک کرده است و حوادث زندگی اش به قدری زیاد و عجیب هستند که او را که جوانی بیست و چند ساله بیشتر نیست بسیار با تجربه بار آورده اند.

او هرگز درس نخوانده ولی آنقدر اطلاعات عمومی دارد که بتواند در یک مسابقه تلویزیونی جایزه بزرگ را از آن خود بکند.بر اثر اتفاقی او تصمیم میگیرد در یک مسابقه تلویزیونی معروف شرکت کنداویکی پس از دیگری سوالات مسابقه راکه رفته رفته سخت تر هم میشوند پاسخ میدهد.

این مسئله شک مجری برنامه را بر می انگیزد و زمانی هم که مجری برای امتحان جواب غلطی را به او میرساند و جمال باز هم به سوال درست پاسخ میدهد او را تحویل ماموران پلیس میدهد تا دلیل اصلی جواب دادن او را به همه ی سوالات متوجه شود.

اینجاست که جمال باید برای توجیه جوابی که به سوالات داده است یک به یک به گذشته اش باز گردد و اتفاقی را که باعث شده است او آن اطلاعات را بدست آورد برای مامور پلیس تعریف کند تا پلیس را مجاب کند که تقلبی در کار نبوده است .و......الی ماشالله

شما که توقع ندارید من سه ساعت کار و زندگی و تعطیل کنم کل داستان و با نقد و بی نقد و ... واسه شما تعریف کنم . الحمد الله چیزی که الان زیاده سی دی و  دی وی دی و وی اچ اس و  اچ آی وی  و  ام اس  و  ........

بپر سر کوچه یه دو تا سی دی بگیر بده الیاس دی وی دی واست این نازنین فیلم و رایت کنه بیشین بیبین . اگر فیلم و دیدی یه نظرکی به قول بعضی ها یه پیامکی واسه ما بذار که ملت بخونن اطلاعات کسب کنند اگر ندیدی الکی نظر ندیاااااااا  گفته باشم .

تبصره :فیلم های این اجنبی ها رو . استغفرالله این هالیوودیها رو رایتی خریدی مشکلی نداره  چون اصلا اورژینالش پیدا نمیشه . برو بگرد اگه بود . ولی جون هرکی دوست داری این فیلم های خودی و کپی نخر . اینقده اورژینال داره . اینقده   خوبه . کپی چیه ؟اصل بخر و افتخار کن به خودت .  وای چقدر حرفیدم  .  بای بای .  میلیونر زاغه نشین و ببین .عالیه .

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 0:7 AM توسط ملی |
شوالیه تاریکی
امسال که ما ازبرنامه های تلویزیون چیزی سر در نیاوردیم 

من نمیفهمم این عمو ضرغامی از جون جومونگ و دارو دسته اش و یانگوم و این کره ایها چی میخواد. مثلا عیده .. یه سریال پر محتوایی .یه طنزی یه چیزی آخه ....

استادمون مدیری هم باید به اقای محراب قاسم خانی یه تذکر بدهند چون تقلید اصلا کار خوبی نیست .

حالا برید یه بار دیگه قسمتهای آغازین مرد دو هزار چهره را مرور کنید ببینید کجاش شبیه فیلم سینمایی دیک و جین با بازی جیم کری است . البته با عرض پوزش از مخاطبان که مورد کم لطفی عمو قرار گرفتن .

ولی

حتما شوالیه تاریکی را امروز ساعت هفت وپنجاه دقیقه از شبکه سه ۳ ببینید .

بازی هیث لجر محشره

هیث لجر

 

خدایش بیامرزد

+ نوشته شده در جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 1:26 PM توسط ملی |
صد سال به این سال ها

داستان فیلم :سال 1357 ایران و رفیع و آرش هفت ساله زندگی ساده ای دارند. امین تنها رفیق خانوادگی آنها یک انقلابی فعال است. رفیع به دلایلی به دست ماموران ساواک به قتل می رسد. پس از انقلاب، ایران که دیگر میانسال است خیاطی کوچکی براه می اندازد و لباس عروس می دوزد. آرش که سرباز است به جنگ می رود و پس از مدتی به شهادت می رسد. در سال 1384 ایران و امین بعد از گذشت بیش از بیست سال با هم روبرو میشوند و... 

مدیر فیلمبرداری: محمود کلاری

تدوین: محمد رضا مویینی

موسیقی: کارن همایون فر

عکاس:  علی نیک رفتار

بازیگران: فاطمه معتمد آریا / پرویز پرستوئی / رضا کیانیان / علی قربان زاده / امیر حسین آرمان / نگار جواهریان / بهار افشاری / مژگان جودی / کامیار شایان / ابراهیم آبادی / پرویز شاهین خو / پوریا پرستوئی / علی شادمان .


                     تا فیلم هفته بعدی  بای بای

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:43 PM توسط ملی |
امشب شبه مهتابه

خلاصه داستان

دو حادثه همزمان زندگی سحر و پیام را که به تازگی زندگی مشترکشان را شروع کرده اند دستخوش تعغیرمی سازد، آنها چاره ای ندارند که به شوشتر سفر کنند اما در میان راه ...  

مدیر فیلمبرداری:  محمود کلاری
تدوین:  حسن ایوبی

عکاس:  محمد فوقانی

بازیگران: مهناز افشار/ دانیال عبادی/  امیرحسین آرمان / مهوش افشار پناه / ایمان حضرتی/ شیوا خنیاگر/  آرش آب پرور و آرش تاج .

نویسنده و کارگردان: محمد هادی کریمی
تهیه کننده: مرتضی شایسته
سال تولید: 1387
زمان فیلم: 90 دقیقه / 35 میلی متری

 امیدوارم این وبسایت با روحیاتتون همخوانی داشته باشه

اگر داره  یه دیالوگ از فیلم مورد علاقتونو در قسمت "دیالوگ" بنویسید

با تشکر.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:26 PM توسط ملی |
بی پولی
خلاصه داستان

ایرج  و شکوه زوج جوانی هستند که پس از ازدواج، و در آستانه تولد فرزندشان دچار بیکاری و در پی آن مسائل و گرفتاری های مالی می شوند و ... 

نویسنده فیلمنامه: حمید نعمت اله / هادی مقدم دوست
مدیر فیلمبرداری: علیرضا زرین دست

تدوین: حسن حسندوست

عکاس:  علی نیک رفتار

بازیگران: بهرام رادان / لیلا حاتمی / حبیب رضایی / امیر جعفری / رضا رشید پور / بابک حمیدیان / جلال پیشوائیان / سوسن مقصود لو / افشین سنگ چاپ / سیامک انصاری/سید ابراهیم بحرالعلومی / نادر فلاح / علی سلیمانی / علی علایی / کریم قربانی / زهره صفوی / زهرا طاهری منش / غزاله نظر .

کارگردان: حمید نعمت اله
تهیه کننده: مصطفی شایسته
سال تولید: 1387
زمان فیلم:  دقیقه / 35 میلی متری

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:2 PM توسط ملی |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا